شيخ حسين انصاريان

139

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

خرج كند و از كفر و ناسپاسى جدّاً بپرهيزد . اصل تقوا بر دو معناست : يكى ترسيدن و ديگر پرهيز كردن و تقواى بنده از خداى تعالى بر دو معنى باشد : يا خوف عقاب باشد يا خوف فراق و نشان خوف عقاب آن است كه حكم اوامر و نواهى حق تعالى را خلاف نكند و حقوق و حدود صحبت نگاه دارد تا مستوجب عقاب نگردد و اگر خوف فراق باشد ، از دون حق تعالى پرهيز كند و با غير وى نيارامد تا از حق جدا نماند . تقوا ، يعنى چندان كه توانى از خويشتن همه فقر وفاقه ظاهر كن ، از آن كه صفت بنده فقر و فاقت است و هركسى را آن بايد عرضه كردن كه دارد . تقوا ، ترك غير خداى كردن است و معناى اين نه آن است كه جز خداى را نداند كه انبيا غير خدايند و تا به ايشان ايمان نيارد متقى نباشد و لكن معنا آن است كه رغبت و رهبت از دون حق تعالى بردارد ، از آن كه بنده با هرچه صحبت كند يا به رغبت كند يا به رهبت ، چون هر دو برخاست همه نزديك وى متروك شد و چون ترك مادون اللّه پديد آمد تقوا درست شد . تقوا ، بيزارى ستدن است و اين اخلاص است ، يعنى بيزارى ستاند از خويشتن و از آنچه دارد و هرچند تبرّى بيشتر اخلاص درست‌تر ، تا عبد از خلق و از نفس تبرّا نكند اخلاص وى درست نگردد . تقوا و پرهيزكارى از نهى كناره‌گرفتن است و از نفس جدا گشتن و بدان مقدار كه بنده از حظ نفس جدا گردد يقين بيايد . يعنى از بهر آن كه يقين اندر غيب افتد و نفس را سكون با شاهد افتد ، چو حظوظ نفس حاضر گشت با شاهد آرام گرفت ، غايب فايت گردد و يقين برخيزد ، باز چون حظ نفس اندر شاهد فايت گردد با غايب آرام نمايد ، غايب يقين گردد ، دليل بر اين